زنجيره صدور گواهينامه هاي QMS

در زنجيره صدور گواهينا مه هاي مختلف QMS اعم از ISO 9001  ,ISO 14001, ISO18001,   …,ISO/ TS16949 در وضعيت نه چندان زضايتبخش از نتايج پياده سازي اين استاندارد ها. به نوعي كارفرما. سازمان گواهي گيرنده .مشاوران و سازمان گواهي دهنده مي بايست مورد تحليل قرار گيرند چرا كه عملكرد و نحوه تفكر هريك از آنها بر ارزش و اعتبار اين گواهينامه متاثر است.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اكثر صنايع كوچك و بزرگ كشورمان به عنوان كارفرما يكي از شرايط ادامه قرارداد خود با شركت هاي همكار را منوط به اخذ يكي از گواهينامه هاي مرتبط دانسته اند.

متآسفانه اغلب سازمان هاي ما قبل از اينكه بخواهند موفقيت هاي خود را با پياده سازي اين استانداردها بيشتر نمايند يا وضعيت خوب خود را بهتر كنند ويا وضعيت نامطلوب خود را مطلوب نمايند در صددند صرفآ با اخذ گواهي اين استاندارد ها ( از ترس كارفرما و يا كسب مزيت رقابتي بدون پشتوانه) وضعيت خود را خوب جلوه دهند. اين همان مصداق ضرب المثل "خشت اول را چو ن نهدمعمار  كج   تا ثريا ميرود ديوار كج" مي باشد چراكه سازمان ها زماني مي بايست به فكر اخذ اين گواهينامه بيفتند كه در صنعت مربوطه خود را صاحب سخن بدانند و نيز مديريت سازمان ايمان داشته باشد كه با پياده سازي استاندارد زمينه براي بهبود پياپي عملكرد سازمان فراهم ميگردد.

پس از اينكه سازماني با طرز تفكرقبلي تصميم به اخذ گواهينامه (نه پياده سازي استاندارد) گرفت اقدام به عقد قرارداد با شركت مشاور مينمايد. حال در ابتداي راه مشاوران مذكور در تنگناي زمان قرار ميگيرند. ولي به دليل اينكه بستن قرارداد هدف مشاور ميباشد آنها نيز طوري برنامه ريزي مينمايند كه پروژه در مدت مذكور بسته شود( عليرغم اينكه در اكثر مواقع اين كار نشدني است)

با تمام اينها مشاور در ابتداي راه پروژه را خوب شروع مي نمايد فعاليت هاي خوبي برنامه ريزي مي شود جلسات و كميته هاي منظم خوبي تعريف مي گردد . مشكلات خوبي شناسايي ميگردد اما به دلايل مختلف كه مهم ترين انها در اولويت قرار ندادن و استراتژيك نديدن پروژه ( در مقام عمل ) كم كم از ارزش انجام كارهاي مهم كاسته مي شود و مشاور نيز بجاي فسخ قرارداد از شاخ و برگ پروژه ميزند.

در اين ميان مؤسسات گواهي دهنده كه موضوع اصلي بحث ما مي باشند  ثقريبآ از تجربه بيشتري نسبت به عناصر ديگر زنجيره دارا هستند چرا كه آنها ميدانند:

-          بعضآ كارفرما سازمان را مجاب به اخذ گوا هينامه كرده است.

-          اغلب سازمانها  به نحوه مميزي آنها كاري ندارند و فقط گواهي نامه را مي خواهند.

-          درصد عمده اي از كارها انجام نشده است.

-          بسياري از كارها ناقص انجام شده است.

لذا آنها هم به مصداق همرنگ جماعت شدن و نيز هدف اصلي تمامي شركت ها(كسب سود بيشتر) مميزي نسبتآ آسان گيرانه انجام ميدهند و يك  برنامه اجرايي براي نواقص فعاليت ها . اخذ و گواهينامه به شزكت اهدا مي گردد و وعده پيگيري برنامه در مميزي هاي مراقبتي داده ميشود.

در حاليكه بعد از گرفتن گوا هينامه براي چنين سازمان هايي اهداف استاندارد به دست فرا موشي سپرده مي شود.

نتيجه گيري:

  مشكل صدور گواهينامه ها را بايد به صورت يك رنجيره ديد و بدانيم كه چنانچه تمامي عناصر زنجيره  كار خود را درست انجام دهند يك گواهينامه ايده ال خواهيم داشت.

اما اين به معني پاك نمودن صورت مسآله نيست چرا كه هنوز:

-          كار فرماياني هستند كه پياده سازي استاندارد از شرايط عقد قرارداد ميباشد نه شرط ادامه قرارداد

-          سازمان هايي هستند كه صرفآ به دنبال گرفتن گواهينامه نبوده استاندارد را خوب پياده كرده اند و نتايج عالي گرفته اند

-          CB هايي هستند كه به راحتي حتي از كنار" يك بند" استاندارد هم نمي گذرند و از اعتبار خوبي نيز برخوردارند

 و اين يعني ميتوانيم استانداردي در سازمانمان پياده كنيم كه به داشتن آن تمامي افراد افتخار كنند.

مهدی جعفريان

/ 0 نظر / 10 بازدید